7 مدخل
اقامتگاه، زادگاه، مسقطالراس، موطن، میهن
۱. اقامتگزینی، وطنگزینی ۲. وطن گزیدن، وطن اختیار کردن، جا گرفتن
آوارگی، تبعید، مهاجرت، هجرت
۱. باشنده، ساکن، مقیم ۲. مجاور
۱. اقامت کردن، سکنا گزیدن، مقیم شدن ۲. مجاورشدن