اخلالگرفرهنگ مترادف و متضاد۱. کارشکن، مخل، ۲. تروریست، خرابکار ۳. آشوبگر، انقلابی، شورشی، فتنهجو، مخرب
اهمالفرهنگ مترادف و متضادتسامح، تعلل، تغافل، تکاهل، تنبلی، تهاون، سستی، طفره، غفلت، فرویش، کاهلی، کوتاهی، مسامحه، مماشات، مماطله