6 مدخل
۱. خنزیر، خوک ۲. خرامش، لنجه
خوک، گراز
خنک کننده، سرمازا ≠ حرارتزا، گرمازا
خنزیر، کاس، گراز
۱. ادا، قر، گراز، لنجه ۲. خرامیدن، راهرفتنباناز
۱. بیمیل کردن، وازده کردن، دلزده کردن ۲. خنک کردن، گرمازدایی کردن