12 مدخل
مک زدن
کیفآور، مستیبخش، نشاطبخش، نشئهزا، نشوه
۱. ماشین ۲. کارخانه
۱. کاربیحاصل کردن ۲. انتظار بیهوده کشیدن ۳. وقت به بطالت گذراندن
مکزدن، مکیدن، مک زدنی
مستیبخش، مسکر، مکیف، نشئهزا ≠ خمارآور، مستیزدا، سکرزدا
روانگردان، سکرآور، مکیف، نشئهزا ≠ خماریزا
۱. اجتماعی، شهرنشین، شهری ۲. اهل مدینه ≠ مکی
۱. حضرت، طرف، فلانی، مکیم ۲. یاردانقلی