20 مدخل
آغشته، مشبع
آغشته می شود، ابستن کردن، اشباع کردن، لقاح کردن
آغشته کردن، ابستن کردن، اشباع کردن، لقاح کردن
آغشته کننده
آغشته به
تقلید شده، نفرینامیز
impregnate
impregnate, impregnation, saturate
impregnate, jade, sate, saturate, soak, steep, wash