codeدیکشنری انگلیسی به فارسیکد، رمز، قانون، برنامه، دستورالعملها، نظام نامه، رمزی کردن، بصورت رمز دراوردن
aldermenدیکشنری انگلیسی به فارسیآلدرمن، کدیور، نام مستخدمین شهرداری، عضو انجمن شهر، نام قضات، کد خدا، هيئت عضو قانون گذاری یك شر