handsomestدیکشنری انگلیسی به فارسیخوش تیپ، زیبا، خوش قیافه، خوش اندام، خوب، دلپذیر، خوبرو، قسیم، خوشرو، خوش منظر، مطبوع، خوش روی
handsomeدیکشنری انگلیسی به فارسیخوش قیافه، زیبا، خوش اندام، خوب، دلپذیر، خوبرو، قسیم، خوشرو، خوش منظر، مطبوع، خوش روی
handsomerدیکشنری انگلیسی به فارسیخوش تیپ، زیبا، خوش قیافه، خوش اندام، خوب، دلپذیر، خوبرو، قسیم، خوشرو، خوش منظر، مطبوع، خوش روی
hardدیکشنری انگلیسی به فارسیسخت، در مضیقه، دشوار، مشکل، سفت، شدید، سنگین، قوی، سخت گیر، زمخت، قسی، ژرف، نامطبوع، معضل، خسیس، پرصلابت، پینه خورده، فربه
hardestدیکشنری انگلیسی به فارسیسخت ترین، سخت، دشوار، مشکل، سفت، شدید، سنگین، قوی، سخت گیر، زمخت، قسی، ژرف، نامطبوع، معضل، خسیس، پرصلابت، پینه خورده، فربه