حمایت کردندیکشنری فارسی به انگلیسیdefend, root, shelter, stay, support, underpin, underpinning, uphold
defendingدیکشنری انگلیسی به فارسیدفاع کردن، دفاع کردن از، حمایت کردن، مصون ساختن، محافظت کردن، طرفداری کردن
vindicatingدیکشنری انگلیسی به فارسیبازجویی، دفاع کردن از، حمایت کردن از، پشتیبانی کردن از، محقق کردن، اثبات بیگناهی کردن، توجیه کردن
vindicatedدیکشنری انگلیسی به فارسیواجد شرایط، دفاع کردن از، حمایت کردن از، پشتیبانی کردن از، محقق کردن، اثبات بیگناهی کردن، توجیه کردن
sustainingدیکشنری انگلیسی به فارسیحفظ کردن، نگه داشتن، تحمل کردن، تقویت کردن، متحمل شدن، حمایت کردن از