472 مدخل
narcotization
narcotize
intoxicate
narcotic, opiate
تصویرگر
تصویربرداری، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسمساختن
تصدیق، واگذار کردن، دادن، تصدیق کردن
تصویربرداری، تجسم، تصویر، نمایش، تعریف
تصویربرداری