ادارهدیکشنری فارسی به انگلیسیadministration, conduct, department, direction, government, office, workplace, management
warningsدیکشنری انگلیسی به فارسیهشدارها، هشدار، اخطار، اعلام، اعلام خطر، زنگ خطر، اشاره، اگاه کردن، تحذیر، اژیر
warningدیکشنری انگلیسی به فارسیهشدار، اخطار، اعلام، اعلام خطر، زنگ خطر، اشاره، اگاه کردن، تحذیر، اژیر