مولیلغتنامه دهخدامولی . [ م ُ وَل ْ لی ] (ع ص ) اسم فاعل از تولیت و تولیة. گرداننده . (از یادداشت مؤلف ).
مولیلغتنامه دهخدامولی . (اِ) درنگ و تأنی و تأخیر. (ناظم الاطباء) (ازآنندراج ) (برهان ). || ناز و غمزه . (آنندراج ). || (ص نسبی ) ناز و غمزه کننده را گویند. (برهان ). نازکننده
مؤلیلغتنامه دهخدامؤلی . [ م ُ ءَل ْ لی ] (ع ص ) تقصیرکننده . || درنگ نماینده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || تکبرکننده . (منتهی الارب ).
مؤلیلغتنامه دهخدامؤلی . [ م ُءْ ] (ع ص ) سوگندخورنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که سوگند می خورد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || مکان مؤلی ؛ زمین پشک ناک . (منتهی
مولی الموالاةلغتنامه دهخدامولی الموالاة. [ م َ لَل ْ م ُ ] (ع اِ مرکب ) شخص معروف النسب که با شخصی مجهول النسب برادر و دوست شود و گوید اگر او جنایتی کرد خسارت او رابدهد و اگر مُرد میراث
مولی الموالیلغتنامه دهخدامولی الموالی . [ م َ لَل ْ م َ ] (اِخ ) لقبی است امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام را. لقبی که شیعیان به حضرت علی علیه السلام دهند. (از یادداشت مؤلف ).
مولی الموالیلغتنامه دهخدامولی الموالی . [ م َ لَل ْ م َ ] (ع اِ مرکب ) مولای مولایان . سرور سروران . سرور بزرگان . (از یادداشت مؤلف ).
مؤلیلغتنامه دهخدامؤلی . [ م ُ ءَل ْ لی ] (ع ص ) تقصیرکننده . || درنگ نماینده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || تکبرکننده . (منتهی الارب ).