هریک از نقطههای درخشان که شب در آسمان دیده میشود؛ اختر؛ کوکب؛ نجم.
〈 ستارهٴ دریایی: (زیستشناسی) جانوری دریایی از تیرۀ خارپوستان با پنج بازو به شکل ستاره، دهانی که در بخش مرکزی جسم او قرار دارد، سطح بالای بدنش از خارهای آهکی پوشیده شده، و در بعضی از انواع آن تعداد بازوها بیشتر است؛ ستارۀ بحری.
〈 ستارهٴ دنبالهدار: (نجوم) ستارههایی که دنبالۀ ابرمانندی در عقب آنها کشیده شده، گاه به مدت چند روز یا چند ماه از زمین دیده میشوند، ممکن است در مسیر خود متلاشی شوند و به شکل شهاب به زمین فرود بیایند. در منظومۀ شمسی ستارگان دنبالهدار بیشمار وجود دارند که در مدارهایی بر گرد خورشید حرکت میکنند.
〈 ستارهٴ سحابی: (نجوم) عدۀ بیشمار از ستارگان که به شکل قطعه ابری در آسمان کشیده شده و در شب نور سفیدی از آنها به چشم میرسد.
〈 ستارهٴ سعد: (نجوم) ستارۀ زهره و ستارۀ مشتری که نماد سعد بودن هستند.
〈 ستاره شمردن: [قدیمی، مجاز] بیدار بودن شب تا صبح؛ شبزندهداری کردن.
〈 ستارهٴ صبح: (نجوم) ستارۀ سحر؛ ستاره سحری؛ ستارۀ زهره.
〈 ستارهٴ قطبی: (نجوم) یکی از ستارگان بناتالنعش صغری یا دب اصغر که نزدیک به قطب شمال است؛ جدی.
۱. اختر، کوکب، نجم ≠ خورشید، شمس
۲. بخت، اقبال، تقدیر، طالع
۳. آرتیست، هنرپیشه
۴. فرد شاخص
۵. قهرمان
astro-, luminary, star