خواجوی کرمانیلغتنامه دهخداخواجوی کرمانی . [ خوا / خا ی ِ ک ِ ] (اِخ ) کمال الدین ابوالعطا محمودبن علی کرمانی ، متخلص به خواجو. بتاریخ پانزدهم شوال 679 هَ . ق . در کرمان زاده شد. (نقل ازی
خواجگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آقایی، بزرگی، ریاست، سروری، سیادت ۲. دولتمندی ۳. اخته، مقطوعالنسل ≠ بندگی
خواجگیلغتنامه دهخداخواجگی . [ خوا / خا ج َ / ج ِ ] (حامص ) سیادت . آقائی . مولائی .شیخوخت . شیخوخیت . (یادداشت بخط مؤلف ) : قانع بنشین و هرچه داری بپسندخواجگی و بندگی بهم نتوان ک
خواجگی زادهلغتنامه دهخداخواجگی زاده . [ خوا/ خا ج َ / ج ِ دَ / دِ ] (اِخ ) مصطفی بن محمد. متوفی بسال 998 هَ . ق . از نویسندگان اسلامی است . او راست : رسالة ادعیة الصلاة المفروضة. (یادد
خواجولغتنامه دهخداخواجو. [ خوا / خا ] (اِخ ) ابوالعطا کمال الدین محمودبن علی المرشدی الکرمانی . یکی از شاعران معروف ایران است . رجوع به خواجوی کرمانی شود.
همای و همایونواژهنامه آزادنام داستانی از خواجوی کرمانی حاوی 4435 بیت در وصف عشق همای پسر منوشنگ شاه، پادشاه شام، به عشق همایون دختر خاقان چین. این داستان شبیه رمانس است. عاشق و معشوق بعد
نخلبند شعرالغتنامه دهخدانخلبند شعرا. [ ن َ ب َ دِ ش ُ ع َ ] (اِخ ) لقب خواجوی کرمانی است . رجوع به خواجوی کرمانی شود.
خواجولغتنامه دهخداخواجو. [ خوا / خا ] (اِخ ) ابوالعطا کمال الدین محمودبن علی المرشدی الکرمانی . یکی از شاعران معروف ایران است . رجوع به خواجوی کرمانی شود.
کمال الدینلغتنامه دهخداکمال الدین . [ ک َ لُدْ دی ] (اِخ ) ابوالعطاء محمودبن علی بن محمود کرمانی ، متخلص به خواجو. رجوع به خواجوی کرمانی شود.
تاج الدینلغتنامه دهخداتاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) (خواجه ...) احمدبن محمدبن علی معروف به تاج الدین عراقی از وزرای امیر مبارزالدین محمد مظفر و یکی از ممدوحین خواجوی کرمانی . خواندم